سرمقاله
هنر برای زندگی، نه فقط برای ویترین امروز:
صنایعدستی باید از نقش سوغات فراتر رود و به بخشی از زندگی روزمره، معماری، دکوراسیون و هدیههای سازمانی تبدیل شود؛ مسیری که میتواند اقتصاد هنر ایران را متحول کند.
از کارگاه تا بازار جهانی
موفقیت صنایعدستی دیگر تنها به مهارت هنرمند وابسته نیست؛ داستانپردازی، فروش دیجیتال، طراحی نوآورانه و شناخت بازار، چهار ضلع موفقیت هنر ایرانی در دنیای امروز هستن
موفقیت صنایعدستی دیگر تنها به مهارت هنرمند وابسته نیست؛ داستانپردازی، فروش دیجیتال، طراحی نوآورانه و شناخت بازار، چهار ضلع موفقیت هنر ایرانی در دنیای امروز هستند.
از سوغات تا اقتصاد خلاق مسیر تازه هنر ایران
صنایعدستی دیگر تنها یادگاری سفر نیست؛ امروز میتواند به موتور اقتصاد خلاق، اشتغال پایدار و هویت فرهنگی تبدیل شود. آینده هنر ایران در نوآوری، بازارسازی، فناوری، طراحی معاصر و حضور هوشمندانه در بازارهای داخلی و جهانی رقم خواهد خورد.
مسیر تازه هنر ایران صنایعدستی دیگر تنها یادگاری سفر نیست؛ امروز میتواند به موتور اقتصاد خلاق، اشتغال پایدار و هویت فرهنگی تبدیل شود. آینده هنر ایران در نوآوری، بازارسازی، فناوری، طراحی معاصر و حضور هوشمندانه در بازارهای داخلی و جهانی رقم خواهد خورد.
مردی که از «هیچ»، میلیونها دلار ساخت
همه چیز از یک کلمه شروع شد؛ «هیچ».روزی پرویز تناولی هنگام قدم زدن، به شکل خوشنویسانه واژه «هیچ» خیره شد. بسیاری این واژه را نشانه پوچی میدانستند، اما او چیز دیگری دید؛ فرمی زنده، پر از حرکت و معنا. سالها روی همین ایده کار کرد تا سرانجام کلمهای که مردم هر روز به زبان میآوردند، به مشهورترین مجموعه مجسمههای هنر معاصر ایران تبدیل شد.
وقتی نخستین مجسمههای «هیچ» به نمایش درآمد، بسیاری آن را درک نکردند و حتی مورد تمسخر قرار گرفت. اما تناولی دست نکشید. سالها بعد، همین آثار در حراجیهای معتبر جهان با قیمتهای میلیوندلاری معامله شدند و نام او را در کنار تأثیرگذارترین هنرمندان خاورمیانه قرار دادند.
داستان تناولی یادآور یک حقیقت مهم است؛ گاهی بزرگترین سرمایه یک هنرمند نه طلاست، نه برنز و نه سنگ... بلکه «ایدهای» است که دیگران آن را ساده یا حتی بیارزش میبینند.
وقتی سینما، سفیر خاموش ایران نمیشود
سینمای ایران در چهار دهه گذشته بارها در معتبرترین جشنوارههای جهان خوش درخشیده و توانسته نگاه مخاطبان بینالمللی را به فرهنگ و جامعه ایران جلب کند. با این حال، یکی از ظرفیتهای کمتر استفادهشده، معرفی گردشگری، میراث فرهنگی و صنایعدستی ایران در دل روایت فیلمهاست. بسیاری از آثار سینمایی، هرچند از نظر هنری موفق هستند، اما کمتر تصویری از بازارهای تاریخی، کارگاههای صنایعدستی، معماری ایرانی، آیینهای بومی و هنر دست هنرمندان ارائه میدهند. در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان میدهد سینما میتواند نقشی مؤثر در شکلدهی تصویر یک مقصد گردشگری و افزایش علاقه به فرهنگ و محصولات آن داشته باشد.
برای بهرهگیری از این ظرفیت، لازم نیست فیلمها به آثار تبلیغاتی تبدیل شوند. کافی است لوکیشنهای شاخص، کارگاههای صنایعدستی، بازارهای سنتی و هنرهای بومی بهصورت طبیعی در داستان حضور داشته باشند. همچنین میتوان با ایجاد مشوقهای مالی برای فیلمسازانی که از ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری ایران بهره میبرند، همکاری میان وزارت میراث فرهنگی، سازمان سینمایی و بخش خصوصی را تقویت کرد. تولید مستندهای کوتاه همراه فیلمها، استفاده از صنایعدستی در طراحی صحنه و لباس، و برگزاری رویدادهای مشترک میان هنرمندان سینما و صنایعدستی نیز میتواند چهرهای اصیل، جذاب و ماندگار از ایران را به مخاطبان جهانی معرفی کند.