میراث را فقط مرمت نکنیم؛ دوباره زندهاش کنیم
صنایعدستی میخواهد از «محصول» به «زنجیره ارزش» برسد
صنایعدستی میخواهد از «محصول» به «زنجیره ارزش» برسد شبکه ملی زنجیره ارزش صنایعدستی در حال توسعه است و بر اساس گزارش منتشرشده، حدود ۴۰۰ هنرمند فعال در شبکه دستبافتهها و دوختهای سنتی حضور دارند. درخواست رستههای دیگر صنایعدستی برای ورود به این زنجیره نیز مطرح شده است. این اتفاق میتواند نقطه شروع مهمی برای عبور از فروش پراکنده به سمت شبکهسازی، بازار و همکاری میان تولیدکنندگان باشد.
«سروایران»؛ وقتی مد قرار است از ایده به بازار برسد
رویداد «سروایران» با محور «مد میهن و مد مقاومت» و شعار «از ایده تا عرضه، از طراحی تا بازار» در حال شکلگیری است. نکته مهم این رویداد، توجه به حلقهای است که معمولاً در پروژههای هنری فراموش میشود: مسیر تبدیل طراحی به محصول قابل عرضه و فروش.
دو هنر سنتی، یک مسیر تازه برای همکاری تفاهمنامه خواهرخواندگی
میان «تفرشیدوزی» شهر ملی تفرش و «خامهدوزی» شهر ملی ادیمی در سیستان و بلوچستان به امضا رسیده است؛ اقدامی که میتواند الگویی برای همکاری میان رشتههای مشابه، تبادل تجربه و ایجاد بازار مشترک باشد.
صنایعدستی؛ مصالحی که هنوز جدی نگرفتهایم
اگر امروز بخواهیم یک هتل ایرانی طراحی کنیم، آیا لازم است دیوارهای آن را پر از کپی کاشیهای صفوی کنیم؟
نه.یک معمار میتواند از منطق هندسی کاشی ایرانی برای طراحی پنل دیواری استفاده کند.
از آینهکاری برای طراحی نور.
از گرهچینی برای پارتیشن.
از قلمکاری برای پارچه مبلمان.
از خاتم برای جزئیات مبلمان.
از سفال برای نورپردازی.
و از بافتهای سنتی برای آکوستیک داخلی.
در این صورت، صنایعدستی دیگر «دکوراسیون سنتی» نیست؛ تبدیل میشود به زبان طراحی معاصر ایران.
این همان نقطهای است که هنر میتواند بازار بسیار بزرگتری پیدا کند.
یک هنرمند ممکن است سالها برای فروش چند اثر تلاش کند؛ اما اگر محصول او وارد طراحی داخلی هتلها، رستورانها، دفاتر، خانهها و فضاهای تجاری شود، بازارش از یک مشتری شخصی به دهها پروژه توسعه پیدا میکند.
چرا بعضی آثار فروخته میشوند و بعضی فقط تحسین میشوند؟
یکی از مهمترین تفاوتهای بازار هنر با نمایشگاه هنر در همین نقطه است. اثر زیبا الزاماً اثر پرفروش نیست.
در بازار امروز، هویت، داستان، قابلیت تشخیص، کیفیت اجرا و امکان ارائه مناسب اهمیت زیادی دارند.
نمونه جالب آن بازار هنر معاصر ایران است. در بیستوچهارمین حراج تهران که در سال ۲۰۲۵ به صورت آنلاین برگزار شد، ۱۱۴ اثر از ۱۲۰ اثر ارائهشده به فروش رسیدند و مجموع فروش حدود ۱.۵ میلیون دلار گزارش شد. در همین حراج، آثار هنرمندان شناختهشده همچنان سهم بالایی داشتند، اما برخی هنرمندان جوانتر نیز رشد قابل توجهی نسبت به برآورد اولیه ثبت کردند.
این یعنی بازار فقط به «قدیمی بودن» پاداش نمیدهد.
بازار به تمایز پاداش میدهد.
چگونه سنت، مصرفگرایی و تصویر ایرانی را به یک زبان قابل فروش تبدیل کرد؟
فرهاد مشیری نمونه جالبی از هنرمندی است که میان هنر سنتی، فرهنگ عامه، مصرفگرایی و زیباییشناسی معاصر پل زد.
او از عناصر آشنا استفاده کرد، اما آنها را در قالبی قرار داد که برای مخاطب معاصر قابل تشخیص بود.
یکی از نمونههای مشهور، اثر «یک دنیا» است؛ نقشهای جهان که با هزاران کریستال تزئین شده بود. این اثر در حراج کریستیز دبی در سال ۲۰۰۷ به قیمت ۶۰۱ هزار دلار فروخته شد؛ رقمی که تقریباً هشت برابر برآورد بالای پیش از فروش بود و در آن زمان رکوردی برای آثار مشیری محسوب میشد.
درس مشیری برای هنرمندان و تولیدکنندگان صنایعدستی فقط قیمت فروش نیست.
درس اصلی این است:
یک عنصر آشنا را بردار، اما آن را دوباره تعریف کن.
بازار امروز الزاماً به دنبال محصولی نیست که صرفاً «سنتی» باشد.
بازار به دنبال محصولی است که بتواند بگوید:
من ریشه دارم، اما برای امروز ساخته شدهام.
مقصد بعدی گردشگر شاید «کارگاه» باشد، نه موزه گردشگری فرهنگی در حال تغییر است.
بازدیدکننده امروز فقط نمیخواهد چیزی را ببیند؛ میخواهد تجربه کند. به همین دلیل، کارگاه زنده صنایعدستی میتواند بخشی از محصول گردشگری باشد.
گردشگر میتواند:
یک قطعه سفال بسازد؛ چند دقیقه قلمزنی را تجربه کند؛ یک نقش روی پارچه اجرا کند؛ با استادکار گفتوگو کند؛ و محصولی را که خودش در ساخت آن مشارکت کرده، با خود ببرد.
در این مدل، هنرمند فقط فروشنده نیست.
هنرمند تبدیل به مقصد گردشگری میشود.
مطالب منتخب این شماره
مطالب هفته
اصفهان در سفرنامه مارکوپولو؛ ردپای بازرگان ونیزی در جاده ابریشم و تجارت ابریشم زربافت
شهناز کاظمی
مطالب هفته
اصفهان نصف جهان در نگاه شوالیه ژان شاردن؛ دانشنامهای از شکوه صفویه در قرن هفدهم
شهناز کاظمی
مطالب هفته
پیترو دلاواله در دربار شاه عباس؛ نامه نگاریهای نجیبزاده ایتالیایی از اصفهان و جلفای نو
شهناز کاظمی