بازدید از مرکز فرهنگی توانبخشی نابینایان حضرت فاطمه زهرا(س) در اصفهان، فرصتی است برای نگاه کردن به موضوع توانبخشی از زاویهای فراتر از خدمات حمایتی؛ زاویهای که در آن «مهارت»، «کار»، «تولید»، «ارتباط اجتماعی» و «استقلال اقتصادی» در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
موضوع توانمندسازی افراد دارای معلولیت، در رویکردهای جدید توانبخشی، تنها به درمان یا مراقبت محدود نمیشود. سازمان جهانی بهداشت توانبخشی را مجموعهای از اقدامات برای کمک به افراد دارای معلولیت در دستیابی و حفظ بیشترین میزان عملکرد و مشارکت در جامعه میداند و بر حضور آنان در آموزش، کار، فعالیتهای اجتماعی و سایر عرصههای زندگی تأکید دارد. راهنماهای توانبخشی مبتنی بر جامعه نیز «توانمندسازی، مشارکت و حضور فعال افراد دارای معلولیت در تصمیمگیریها» را از اصول مهم این رویکرد معرفی میکنند.
از این منظر، آموزش صنایع دستی میتواند یکی از مسیرهای عملی برای تبدیل توانمندی فرد به یک مهارت قابل استفاده باشد؛ البته مشروط بر اینکه آموزش به تولید، بازار، درآمد و فرصت واقعی اشتغال متصل شود.
صنایع دستی؛ آموزش یک مهارت یا ساختن یک مسیر؟
صنایع دستی به دلیل ماهیت مهارتمحور خود میتواند امکان یادگیری مرحلهبهمرحله را فراهم کند. فرد یک تکنیک را میآموزد، آن را تکرار میکند، محصولی به وجود میآورد و در نهایت میتواند نتیجه کار خود را در قالب یک محصول قابل عرضه مشاهده کند.
این فرآیند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آموزش حرفهای زمانی بیشترین اثر اقتصادی را دارد که به نیازهای واقعی بازار و فرصت اشتغال متصل شود. سازمان بینالمللی کار نیز در گزارشها و راهنماهای خود تأکید کرده است که آموزشهای فنی و حرفهای فراگیر میتواند به افراد دارای معلولیت کمک کند مهارتها و شایستگیهای مورد نیاز بازار کار را به دست آورند و فرصتهای اشتغال و درآمدزایی خود را افزایش دهند.
بنابراین، اگر آموزش صنایع دستی برای افراد نابینا و کمبینا صرفاً به برگزاری کلاس ختم نشود و مراحل بعدی آن یعنی تولید، استانداردسازی، قیمتگذاری، معرفی، فروش و دسترسی به بازار نیز طراحی شود، میتواند از یک فعالیت آموزشی به یک مسیر حرفهای تبدیل شود.
کار گروهی؛ بخش کمتر دیدهشده توانمندسازی
اهمیت این فعالیت تنها در محصولی که تولید میشود نیست.
حضور افراد در یک محیط مشترک، یادگیری در کنار یکدیگر، تقسیم وظایف و همکاری برای رسیدن به یک نتیجه مشترک، بخش دیگری از فرآیند توانمندسازی است.
راهنمای توانبخشی مبتنی بر جامعه سازمان جهانی بهداشت و شرکای آن، بر مشارکت اجتماعی و حضور افراد دارای معلولیت و خانوادههای آنان در جامعه تأکید دارد. در حوزه میراث فرهنگی نیز یونسکو در نمونههای مختلف صنایع دستی، به نقش فعالیتهای جمعی در ایجاد ارتباط اجتماعی، انتقال دانش و تقویت حس تعلق اشاره کرده است.
در نتیجه، کارگاه صنایع دستی را نمیتوان فقط یک فضای تولیدی دانست. چنین محیطی، در صورت طراحی درست، میتواند همزمان محل آموزش، تعامل، انتقال تجربه و شکلگیری همکاری میان افراد باشد.
در اینجا «با هم بودن» به خودی خود هدف نهایی نیست؛ اهمیت آن در این است که فرد در یک فعالیت واقعی اجتماعی و حرفهای، نقش مشخصی پیدا کند.
از تولید تا حس ارزشمندی
یکی از مهمترین تفاوتها میان «حمایت» و «توانمندسازی» در همین نقطه دیده میشود.
حمایت مالی یا ارائه خدمات، در بسیاری از موارد برای تأمین نیازهای ضروری افراد لازم است؛ اما توانمندسازی تلاش میکند امکان مشارکت فعال فرد را نیز افزایش دهد.
وقتی فرد مهارتی را یاد میگیرد، محصولی تولید میکند و محصول او برای دیگری ارزش اقتصادی یا فرهنگی پیدا میکند، رابطه او با جامعه از «دریافتکننده خدمات» به «فرد دارای مهارت و تولیدکننده» تغییر میکند.
البته نمیتوان صرفاً بر اساس تولید یک محصول ادعا کرد که حتماً احساس ارزشمندی یا وضعیت روانی فرد افزایش یافته است؛ چنین نتیجهای نیازمند ارزیابی مستقیم و پژوهش است. اما شواهد و رویکردهای توانبخشی و آموزش حرفهای، بر اهمیت مشارکت، استقلال، اشتغال و حضور اجتماعی افراد دارای معلولیت تأکید دارند.
از همین رو، بهتر است موفقیت چنین برنامههایی فقط با تعداد محصول تولیدشده سنجیده نشود؛ بلکه شاخصهایی مانند میزان مشارکت، یادگیری مهارت، استمرار فعالیت، دسترسی به بازار، درآمد حاصل از کار و میزان استقلال فرد نیز مورد توجه قرار گیرد.
استقلال اقتصادی؛ حلقهای که نباید از زنجیره حذف شود
اگر قرار است صنایع دستی به عنوان ابزاری برای توانمندسازی مورد استفاده قرار گیرد، مسئله اقتصاد آن اهمیت ویژهای پیدا میکند.
تولید بدون بازار، الزاماً به اشتغال پایدار منجر نمیشود.
سازمان بینالمللی کار در بررسیهای خود درباره اشتغال افراد دارای معلولیت، ارتباط میان مهارتآموزی، بهرهوری، اشتغال و درآمدزایی را مورد توجه قرار داده است. این سازمان همچنین بر ضرورت ایجاد محیطهای کاری فراگیر و رفع موانعی که ورود افراد دارای معلولیت به بازار کار را دشوار میکند، تأکید دارد.
بنابراین برای چنین کارگاههایی، زنجیرهای کاملتر لازم است:
آموزش → تولید → کنترل کیفیت → طراحی و بستهبندی → معرفی → فروش → درآمد → تداوم فعالیت
در این مدل، کمک مالی خیران همچنان اهمیت دارد، اما هدف آن میتواند ایجاد زیرساختی باشد که در ادامه، بخشی از هزینههای خود را از طریق تولید و فروش تأمین کند.
خیران؛ از کمککننده تا شریک توانمندسازی
نقش خیران در شکلگیری و استمرار بسیاری از مراکز و خدمات مربوط به نابینایان در اصفهان سابقه دارد.
اما در نگاه توانمندساز، خیر فقط تأمینکننده هزینه نیست.
خیر میتواند در ایجاد کارگاه، تأمین مواد اولیه، خرید تجهیزات مناسب، آموزش، بازاریابی، ایجاد بازار فروش و حتی اتصال مرکز به مجموعههای گردشگری و فرهنگی نقش داشته باشد.
تفاوت مهم در این است که کمک، به جای آنکه فقط هزینه یک فعالیت را تأمین کند، میتواند بخشی از یک زنجیره پایدار توانمندسازی باشد.
رسانه؛ کمک واقعی فقط انتشار یک خبر نیست
در این میان، رسانه نیز میتواند نقشی فراتر از انعکاس یک رویداد داشته باشد.
رسانه میتواند مهارت و توانایی افراد را به جامعه معرفی کند؛ داستان تولید یک محصول را روایت کند؛ مسیر فروش آن را به مخاطب نشان دهد؛ درباره ظرفیتهای افراد دارای معلولیت اطلاعرسانی کند و ارتباط میان مراکز توانبخشی، هنرمندان، گردشگران، فعالان اقتصادی و خریداران را افزایش دهد.
این موضوع با تجربههای جهانی در حوزه صنایع دستی نیز همراستاست. یونسکو در برنامههای مرتبط با صنایع دستی، بر اهمیت آموزش، نمایش آثار، معرفی استادکاران، ایجاد شبکه همکاری و پیوند میان حوزههای فرهنگی، آموزشی و اقتصادی تأکید کرده است.
آیا کارگاه صنایع دستی میتواند به گردشگری کمک کند؟
پاسخ منابع بینالمللی به این موضوع، در صورت طراحی صحیح، مثبت است؛ اما نه صرفاً به دلیل حضور افراد دارای معلولیت.
امروز در گردشگری فرهنگی، تجربه مستقیم و ارتباط با جامعه محلی اهمیت زیادی پیدا کرده است. یونسکو در نمونههای جدید گردشگری میراثی، کارگاههای صنعتگران را به عنوان فضایی برای آشنایی گردشگران با فرآیند تولید و گفتوگو با صاحبان مهارت معرفی کرده است. در این مدل، گردشگر فقط یک محصول نهایی را نمیبیند؛ بلکه با داستان، مهارت و فرآیند تولید نیز آشنا میشود.
UN Tourism نیز در دستورالعملهای مربوط به گردشگری روستایی و تجربههای محلی، از کارگاههای تعاملی با صنعتگران و تولیدکنندگان محلی و امکان خرید صنایع دستی به عنوان بخشی از محصولات و تجربههای گردشگری یاد میکند.
در اصفهان نیز چنین رویکردی میتواند با ظرفیتهای گردشگری فرهنگی و صنایع دستی شهر پیوند بخورد. گزارش پایش یونسکو درباره اصفهان، بر ظرفیتهای این شهر در حوزه گردشگری و صنایع دستی و همچنین برگزاری کارگاهها، بازارها و تجربههای مرتبط با صنایع دستی تأکید دارد.
بنابراین برگزاری ورکشاپ توسط افراد نابینا و کمبینا، در صورتی که با شأن حرفهای، دسترسی مناسب، طراحی تجربه گردشگری و اختیار خود افراد همراه باشد، میتواند یک تجربه متفاوت برای گردشگر ایجاد کند.
در اینجا هدف نباید این باشد که فرد دارای معلولیت به «جاذبه گردشگری» تبدیل شود؛ بلکه گردشگر باید با هنر، مهارت، فرهنگ و توانایی یک انسان روبهرو شود.
اگر کارگاهی در یک مرکز برگزار شود، بهتر است محور تجربه گردشگر، «کمک به فرد معلول» نباشد؛ بلکه «آشنایی با یک مهارت، تجربه یک هنر و ارتباط با یک تولیدکننده» باشد.
در چنین شرایطی، گردشگر میتواند در یک ورکشاپ کوتاه شرکت کند، بخشی از فرآیند تولید را تجربه کند، درباره شیوه آموزش و زندگی حرفهای هنرمند بشنود و در صورت تمایل محصول تولیدشده را خریداری کند.
این مدل، همزمان سه اتفاق ایجاد میکند:
تجربه فرهنگی برای گردشگر، بازار برای تولیدکننده و ارتباط اجتماعی برای جامعه.
جمعبندی
بازدید از مرکز فرهنگی توانبخشی نابینایان حضرت فاطمه زهرا(س)، از زاویه صنایع دستی، موضوعی فراتر از تولید چند محصول یا برگزاری چند کلاس را پیش روی ما قرار میدهد.
اگر آموزش صنایع دستی به شکل هدفمند و متناسب با توانایی افراد انجام شود، اگر تولید به بازار و درآمد متصل شود، اگر کارگاه محیطی برای همکاری و یادگیری متقابل باشد، اگر خیران در ایجاد زیرساخت پایدار نقش داشته باشند و اگر رسانه بتواند این تواناییها را درست و محترمانه معرفی کند، مجموعه این اقدامات میتواند بخشی از مسیر توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی افراد دارای معلولیت باشد.
در این میان، نقش رسانه شاید بیش از هر چیز، تغییر زاویه نگاه جامعه باشد؛ از دیدن فرد دارای معلولیت به عنوان دریافتکننده کمک، به دیدن او به عنوان فردی دارای مهارت، تجربه، هنر و ظرفیت مشارکت اقتصادی و فرهنگی.
و شاید پیوند میان صنایع دستی و گردشگری، امکان دیگری برای ادامه این مسیر باشد؛ مسیری که در آن گردشگر فقط یک محصول را نمیخرد، بلکه با سازنده آن، مهارت او و بخشی از فرهنگ زنده شهر آشنا میشود.
در نهایت، هدف چنین فعالیتهایی نباید صرفاً افزایش تعداد محصولات یا برگزاری رویدادهای بیشتر باشد. معیار اصلی، ایجاد فرصت واقعی برای یادگیری، مشارکت، تولید، درآمد، ارتباط اجتماعی و استقلال بیشتر است؛ مسیری که هم برای فرد، هم برای جامعه و هم برای اقتصاد فرهنگی میتواند معنا پیدا کند.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!